باید اعتراف بکنیم که شیخ حسن روحانی با همه نقاط ضعفش یک نقطه قوت دارد که همه آنها را می پوشاند. البته این نقطه قوت برای او مانند نردبام خشکیده است که برای رسیدن به اوج از آن بالا می رود، اما هرچه بالا می رود فقط ارتفاعش از زمین و افزایش خطر هلاکت در اثر سقوطش بیشتر می شود و لیکن به آن اوج دست نمی یابد. آن نقطه قوت چیزی نیست جز یک تشکیلات قوی و کاملا هماهنگ و صد البته فرصت طلب. بر خلاف احمدی نژاد که انسان پرتلاش اما تک رو بود و همیشه باید خودش می دوید و ذاتاً اعتقادی به تیم نداشت، حسن روحانی شدیداً اعتقاد به کار تیمی و رسانه ای دارد و در تیمش همه می دانند کارشان چیست. همه می دانند کی و چه وقت باید درباره چه چیز توئیت بذارد، یا مصاحبه کند، یا مظلوم نمایی کند، یا جار و جنجال کند. همه توسط یک تیم قوی که یک نفرشان حسام الدین آشنا است مدیریت می شوند.
نحوع عملیات:
دولت هنگامی که در برابر یک هجمه و انتقاد جدی قرار می گیرد. جای پاسخ گویی نسبت به اشتباه و دلیل انتقاد ها، فرافکنی کرده و به انحراف افکار عمومی می پردازد و بهترینش شیوه نیز عملیات روانی است. دولت در این سالها نشان داده در برابر کوچکترین انتقاد ها جنگ های روانی عمیقی ایجاد می کند. یک نقطه ضعف کوچک در حریف شناسایی می کنند و یا حتی به دروغ چیزی درست می کنند و روی ان مانور می دهند تا مردم مشکل دولت را فراموش کنند. البته در همه این موارد اشتباهات و بی تدبیری های ما دلیل اصلی موفقیت های دولت در جهت دهی سوء به افکار عمومی بوده. برای مثال مباحثی مانند خالی بودن خزانه، برگزاری رفراندوم، دکل نفتی، 12000 میلیارد دزدی شخص احمدی نژاد، حملات از این نوع به دولت سابق، مواجهه مستقیم با رهبر انقلاب، سفارت عربستان، بورسیه ها، املاک نجومی، ترافیک تهران، آلودگی هوای تهران به علت بنزین ساخت داخل، کنسرتها و .... از مهمترین نمونه های بزرگ نمایی و انحراف افکار عمومی بوده که ما خودمان به علت عدم اطلاع رسانی صحیح و تدبیر درست بهانه به دست دولت داده ایم.
مثال عینی:
فلان وزیر به علت عملکرد ضعیف و انتقاد برانگیزش برای طیف حاکم هزینه زا شده، از اطراف خبر می رسد که مشکلات دیگری هم داشته، حمله افکار عمومی به طیف حاکم افزایش یافته، موافقان و مخالفان دولت با حضور این وزیر مشکل دارند، از طرفی حضور او در کابینه مشکل ساز است و از طرفی عزل او از کابینه نیز مشکلات زیادی دارد، زیرا عزل او یعنی قبول اشتباهات او و قبول اشتباهات یک وزیر یعنی کل دولت و طیف حاکم زیر سوال. لذا باید طرح دیگری چید. با او معامله می شود. به او می گویند خودت استعفا بده و در برابر عملیات روانی که ما سازمان خواهیم داد فقط سکوت کن، ما هم در عوض آن حرف و حدیث هایی که برایت درآمده پوشش خواهیم داد و نمی گذاریم زیاد در اذهان مردم بماند. به ناگه خبر استعفای وزیر می آید. مخالفان و جریان حاکم این استعفا را برگ برنده خود می دانند و می خواهند روی آن مانور بدهند که ناگهان با یک هجمه روانی جدید می شوند. به طور کاملاً اتفاقی در همین اثنا پرونده قضایی یک قاری مشهور قران توسط شبکه ماهواره ای صدای امریکا و یک کانال تلگرامی کاملا استکباری نُقل محافل می شود. به سرعت نوک پیکان انتقادات به عملکرد دولت در جریان یک وزارتخانه به سوی جریان انقلابی به علت استفاده از یک قاری قرآن به ظاهر خطا کار بر می گردد. افکار عمومی مدیریت می شود. یک قاری قران مشهور متهم به تجاوز می شود. پس از مدتی که بوق تبلیغاتی جریان معاند خوب سمپاشی کرد تازه سخنگوی قوه قضاییه فرمودند قاری معروف از اتهام ارتباط با نوجوانان مبرا شده و ان اتهام هرگز ثابت نشده. کانال تلگرامی مورد نظر و برخی شبکه های معاند به سرعت دست به کار شده اند. انها خیلی سریع برخی اسناد محرمانه قضایی را که معلوم نیست از کجا به ان دست پیدا کرده اند را منتشر نمودند. فایل های صوتی اعترافات قاری و برخی شاگردان نوجوانش. صدای امریکا هم این میان میدان داری میکند و برنامه های ویژه می سازد. قاری معروف را فقط معروف معرفی نمی کنند بلکه به او می گویند قاری بیت رهبری و قرار است با این پروژه ابروی نظام اسلامی را ببرند. در همین بحبوبحه قاری معروف یک بیانیه در ارادت به رهبر انقلاب می دهد که کار را خراب تر می کند. قاری بی تدبیر در قدم بعدی مصاحبه دوستانه ای با همان صدای امریکا انجام می دهد و به نیروهای امنیتی نظام کنایه می زند. سخنگوی قوه قضاییه مجدداً خبر از در دستور کار قرار گرفتن این پرونده به اتهام اشاعه فحشا می دهد.
نتیجه گیری:
1- در داستان مذکور اگر وزیر عزل می شد هزینه اش برای دولت بیشتر بود. لیکن طی یک معامله استعفا داد. با استعفای او هم مخالفان دولت احساس رضایت کردند و هم موافقان دولت که منتقد عملکردش بودند احساس رضایت کردند و دولت هم هیچ هزینه ای نداد، هرچند سکوت وزیر مستعفی در برابر اندک حملات نزدیکان دولت به او نیز جای سوال داشت. در جلسه عزلش که همه به او و عملکردش حمله می کردند او از دولت دفاع کرد و اینها یعنی یک کار تیمی حساب شده.
2- جریان رسانه ای طیف مقابل دولت در این بازی و جنگ روانی موفق عمل نکرد و خیلی زود دست و پایش را گم کرد و کمک کرد اصل ماجرا فراموش شود. مهم رفتن وزیر نبود مهم ان تیمی بود که برنامه های فرهنگی دولت را می چیند که همچنان هستند.
3- هجمه طرف مقابل با استفاده از پرونده قاری معروف بسیار سنگین و هزینه زا بود. مقصر اصلی این پرونده کیست؟ از نظر نگارنده مقصر اصلی این پرونده قوه قضاییه است. چطور پرونده به این مهمی از سال 89 کارش تمام نشده و چطور به شکایت شاکیان امروز پرونده که مدعی عِرض و آبروی خود و فرزندان خود هستند تاکنون رسیدگی نشده که حالا باید بروند از طریق صدای امریکا و یک کانال ضد انقلاب احقاق حق کنند؟؟؟ ایا اگر همان ایام این قضیه فیصله پیدا می کرد، تعیین تکلیف می شد و مقصر به سزای عملش می رسید امروز به همین راحتی آبروی نظام اسلامی به ثمن بخس، حراج می شد؟؟؟ چرا قوه قضاییه در این زمینه تدبیر نکرد؟ چرا در این فضایی که اخبار در چشم به هم زدنی پخش می شود سخن گوی محترم قوه قضاییه بسیار دیر و با تاملات خاص و به صورت قطره چکانی اطلاعات می دهد. چرا با مردم صریح و شفاف در این زمینه سخن گفته نمی شود؟ آقایان متوجه هستند که با ابروی نظام اسلامی بازی شد؟ یا آن اقای قاری مقصر بوده با نبوده. اگر بوده که به اشد مجازات باید برسد، اگر نبوده که انهایی که فضا درست کردند باید مجازات شوند. مگر حریف ما می گذارد این موضوعات فراموش شوند. که اقایان گمان می کنند با سکوت این مسئله فراموش می شود. زمانی که فضا مه آلود می شود و شبکه های اجتماعی به راحتی می توانند شایعه درست کنند و به افکار جهت دهند تنها راه مقابله اطلاع رسانی شفاف و به موقع است .یک بی تدبیری و مصلحت اندیشی بیجا در سالها قبل امروز به راحتی آبروی نظام اسلامی را به بازی گرفت. اینجاست که شفاف سازی و سرعت عمل در اطلاع رسانی و واکنش به موقع می تواند حالا مشکلات باشد.
4- در همان زمانی که ما درگیر تعیین موضع بودیم باید سریع به سراغ قاری معروف می رفتیم و شرایط را برای او ترسیم می کردیم. توجیه اش می کردیم. نیروهای امنیتی و قضایی ما دیر جنبیدند. عملکرد او نشان داد که او فقط سواد قرآنی بالایی داشته اما سواد اجتماعی و سیاسی و رفتارهای حکمت امیز نداشته و باید کمکش می شد. اگر کمکش می شد، اگر توجیه می شد دیگرانی که خورده شیشه داشتند دورش را نمی گرفتند که کاری کنند برای رهایی از این اتهام سنگین به صدای امریکا پناه برد و یا طی یک پروژه کاملاً هماهنگ به او بگویند بیا و یک اعتراف نامه بنویس که تحویل سیستم قضایی دهیم تا سرعتر تمام شود و او هم بنویسد و اخر الامر این اعتراف نامه از شبکه های ضد انقلاب سر دراورد. به اینها همه می گویند بی تدبیری و آب به آسیاب دشمن ریختن.
5- سر دراوردن برخی فایل های صوتی و اسناد محرمانه قوه قضاییه از شبکه های اجتماعی یعنی قوه قضاییه نفوذی دارد. ایا قرار نیست به این مسئله رسیدگی شود؟
سخنی با قوه قضاییه:
در همه عملیات های روانی جریان حاکم برای فرافکنی و انحراف افکار عمومی، مقصر اصلی بی تدبیری های رفقای خودمان و فرصت طلبی طیف حاکم بوده است.
1- یکی نیست بگوید آقای قوه قضاییه شما از سال 75 هرازگاهی بابت حساب های بانکی و گردش اقتصادیتان زیر سوال هستید، خوب یک بار برای همیشه شفاف سازی کنید تا دهان سودجویان فرصت طلب را ببندید. ما به صداقت شما، به پاکدستی شما، ایمان داریم اما باور کنید این قضیه اهرمی شده برای فرافکنی برخی معاندان. چرا شفاف سازی نمی کنید؟ چرا اطلاع رسانی به موقع و دقیق ندارید؟ چرا بهانه و گزک دست مخالفان می دهید؟
حضرت آقا امر به برخورد با حقوق های نجومی می دهند، می فرمایید ما منتظر لیست دولتیم، خوب پس مدعی العموم کجاست؟ پس دادستان کجاست؟ هفت ماه است حکم رهبری و مهمترین نقطه ضعف دولت روی زمین است. هفت ماه است مهمترین عامل نارضایتی مردم از انقلاب و القای حس عدم وجود عدالت روی زمین مانده، پس شما کی می خواهید اقدام کنید؟ چقدر باید سند و پرونده و کاغذ روی هم جمع شود؟ چقدر می خواهد ابروی انقلاب به بازی گرفته شود تا شما بفهمید بله صفدر حسینی ظالمانه و اگر چه قانونی بودجه بیت المال را خورده و به ریش انقلاب اسلامی خندیده؟ اقای قاضی القضات، ولی فقیه حکم به حرام خواری اینها داده و شما هنوز بعد 7 ماه در تلویزیون می نشینید که دولت پرونده نداده؟؟؟ خوب منتظر پرونده دولت هستید؟؟؟ دولت خودش مقصر است. اقای قوه قضاییه کی می خواهید متوجه شوید که طیف حاکم برای لاپوشانی حقوق های نجومی روزی املاک نجومی را سر دست گرفت، الان هم حساب های قوه خودتان را سر دست گرفته...!!! تا کی می خواهید در زمین بازی انها بازی کنید. آقایان عملیات روانی را دارید می بازید. دارند با آبروی انقلاب اسلامی بازی می کنند. سه سال شده درگیر پرونده بابک زنجانی هستید. بیش از ده سال است نظام اسلامی درگیر پرونده کرسنت است. ولله قسم اگر همه معتادان را آزاد کنید به اندازه یک صفدر حسینی حرام خوار به آبروی نظام اسلامی و حمابت مردمی از آن ضربه نمی زنند.
2- یا مثلاً حضرت اقا انتقاد جدیدی به نحوه مذاکره کردند، خوب مشخص است دولت باید باز مجدداً جنگ روانی جدیدی ترتیب دهد، دقیقاً در همین فضا که تیم رسانه ای دولت از کاه کوه می سازند یک اقای قاضی حکم به بازداشت شبانه محمود صادقی، نماینده اصلاح طلب مجلس می دهد که این روزها هم به علت فعالیت های مجازی اش به شدت سر زبان هاست. محمود صادقی هم که استاد هوچی گری و مظلوم نمایی است. انقدر حرفه ای کارشان را می کنند، که این آدم دارد تبدیل به قهرمان عدالت طلب می شود. خوب آقای قاضی این شیوه درستش نیست. همین دلایلی را که الان دارید صراحتاً اعلام می کنید که بنا بر این دلایل اقای صادقی بازداشت است قبلا طی نامه ای به مجلس و هیئت رئیسه آن می دادید و رسانه ای می کردید. همه افکار عمومی را از دلیل احضار این نماینده با خبر می کردید، شفاف عمل می کردید بعد اگر خودش نیامد مامور می فرستادید تازه از فرار او سند علیه خودش می ساختید، اما حالا محمود صادقی که در جریان پرونده های بورسیه محکوم شده و احضار شده جوری عمل کرده که همه فکر می کنند به خاطر سوال از قوه قضاییه بابت پول ها و حساب های بانکی احضار شده.
4- اصلاً سوال مهمتر اینکه قضیه بورسیه ها که مربوط به دو سال پیش است چرا الان هنوز تازه به بحثص احضار کشیده، آخر چرا این همه تاخیر در کنترل صحیح تهاجمات به افکار عموم دارید؟؟؟ چقدر باید از این کندی ها ضریه ببینیم؟؟؟
سخن اخر اینکه:
برادران انقلابی، مردم انقلابی، شما را به خدا تدبیر، تدبیر، تدبیر. مدبرانه عمل کنید تا به باد ندهید آبروی انقلاب اسلامی را بهانه برای عملیات روانی دست معاندین ندهید
مائده...
ما را در سایت مائده دنبال میکنید
برچسب: تدبیر ما بدست, دوساله بود,تدبیر ماشین,تدبير مالية الجماعات المحلية بالمغرب pdf, نویسنده: بازدید: 12